نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۱ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر حنا بر خاک پایت جبهه ساخواهد شدن

خون صدگلزار پا مال حنا خواهد شدن

ما اسیران را به سامان‌گاه اقبال فنا

تیغ قاتل سایهٔ بال هما خواهد شدن

از رعونت بگذر ای غافل‌که آخر شعله را

سرکشیها زیر دست نقش پا خواهد شدن

خودنمایی‌گر به این خجلت عرق سامان شود

عکس در آیینه غواص حیا خواهد شدن

نیست غم‌گر آب و رنگ این چمن بر باد رفت

شبنم ما نیز اجزای هوا خواهد شدن

از نوید پیری‌ام بر زندگانی نازهاست

کز خمیدن قامتم زلف دوتا خواهد شدن

نیستم غفلت سواد نسخهٔ هستی چو شمع

یکسر این اجزا به چشمم توتیا خواهد شدن

گر چنین داردکمین عافیت سرگشتگی

سنگ این‌کهسار یکسر آسیا خواهد شدن

دامن الفت زگرد این و آن افشانده‌گیر

رنگ و بو آخر ز برگ ‌گل جدا خواهد شدن

امتحانی گر ز جولانگاه طاقت‌ گل کند

سعی ما از سایه دامن زبر پا خواهد شدن

در جنون سامان جیب و دامنی درکار نیست

جامهٔ عریانی از رنگم قبا خواهد شدن

شوق طاووس است بیدل بیضه می‌باید شکست

صد در فردوست از یک عقده وا خواهد شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از زندگی و تغییرات آن می‌پردازد. شاعر به روابط انسانی و دلمشغولی‌های آن اشاره می‌کند و از ناپایداری زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی می‌گوید. او تأکید می‌کند که زیبایی‌های ظاهری و عشق به دنیا فانی است و با گذر زمان، همه چیز تغییر می‌کند و فرومایگی‌ها و خیانت‌ها در نهایت نمایان خواهد شد. در عین حال، شاعر از ناامیدی و تلاش برای حفظ ارتباطات و احساسات مثبت سخن می‌گوید، و بر این نکته تأکید می‌کند که تلاش و سعی در نگهداری از عشق و محبت ضروری است. کل شعر به نوعی بیانگر تضاد میان زیبایی و زوال، عشق و نفرت، و امید و ناامیدی است.