نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

داغ‌گل‌کرد بهار از اثر لالهٔ ما

سرمه‌گردید صدای جرس نالهٔ ما

محوجولان هوس‌گشت سروبرگ نمو

داشت پرگار هوا شعلهٔ جوالهٔ ما

چند چون چشم بتان قافله‌سالاری ناز

اثر روز سیاه است به دنبالهٔ ما

با همه جهل‌گر از زاهد ومکرش پرسی

سامری نیست فسون قابل‌گوسالهٔ ما

عاقبت همچو چنار از اثر دست دعا

آتش آورد برون زهدکهن سالهٔ ما

بر سیه‌بختی خود ناز دو عالم داریم

سایه دارد مژه‌ات بر سر بنگالهٔ ما

همچو شمع از چمن آیینه ساغر زده‌ایم

گر رسد رنگ به پرواز شود هالهٔ ما

آب باید شدن از خجلت اظهار آخر

عرقی هست‌گره در نظر ژالهٔ ما

درنه بیضهٔ افلاک شکافی بیدل

تا به‌کام تپشی بال‌کشد نالهٔ ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف احساسات و تجربیات خود می‌پردازد. او به زیبایی‌های بهار و تأثیر لاله‌ها اشاره می‌کند و صدای زنگ جرس را به ناله‌ای غم‌انگیز تشبیه می‌کند. با نگاهی به زوال و حسرت، او به دنیای سیاه و مشکلاتی که در زندگی‌اش وجود دارد، اشاره می‌کند. در این میان، از دعا و امید به بهبود شرایط نیز سخن می‌گوید. شاعر همچنین به زیبایی‌ها و مشکلات عشق اشاره می‌کند و حس خجالت و اضطراب را در مورد ابراز احساساتش به تصویر می‌کشد. در نهایت، او به تلاش برای پرواز و رسیدن به آرزوها و احساسات عمیق خود تأکید می‌کند.