نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وصف لب توگر دمد ازگفتگوی ما

گردد چوگوهر آب‌گره درگلوی ما

ای دربهار و باغ به سوی توروی ما

نام تو سکهٔ درم‌گفتگوی ما

بحریم ونیست قسمت ما آرمیدنی

چون موج خفته است‌تپش موبه موی ما

از اختراع مطلب نایاب ما مپرس

با رنگ و بو نساخت‌گل آرزوی ما

ما وحباب آب زیک بحرمی‌کشیم

خالی شدن نبرد پری از سبوی ما

چون صبح چاک سینهٔ ما بخیه‌ای نداشت

پاشیدن غبار نفس شد رفوی ما

عمری‌ست باگداز دل خود مقابلیم

ای آینه عبث نشوی روبروی ما

ناگشته خاک دست نشستیم از غرور

چون شعله بود وقف‌تیمم وضوی ما

نقاش زحمت خط و خال آنقدر مکش

خط می‌کشد به سایهٔ موآب جوی ما

تا چند پروری به نفس مزرع امید

بایدکشید خاطر او را به سوی ما

غماز ناتوانی ما هیچکس نبود

بیدل شکست رنگ برون داد بوی ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت لب معشوق می‌پردازد و به تأثیر عاطفی آن بر شاعر اشاره می‌کند. شاعر از گوهری می‌گوید که در گفت‌وگوها و در دل ایجاد می‌شود و عشق و احساسات خود را با تصاویر طبیعت و گل‌ها توصیف می‌کند. او به ارتباط بین عشق و زندگی اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که حتی در دل‌تنگی‌ها و مشکلات، وجود معشوق به زندگی‌اش معنا می‌بخشد. در نهایت، شاعر با تلمیح به دشواری‌ها و زیبایی عشق، به بیان احساسات عمیق خود می‌پردازد و بر ناتوانی در بیان کامل این عشق تأکید می‌کند.