غزل شمارهٔ ۲۵۹۵ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای فکر نازکت را شبهت کمینی از مو
تشویش عطسه تا کی مانند بینی از مو
در کارگاه فطرت نام شکست ننگست
باید قلم نبندد نقاش چینی از مو
دل آتش تو دارد ضبط نفس چه حرفست
اخگر نمیپسندد نقش نگینی از مو
نیرنگ التفاتت مغرور کرد ما را
افسون آفتاب است مار آفرینی از مو
تعظیم ناتوانان دشواریی ندارد
بر عضوها گران نیست بالا نشینی از مو
کم نیست شخص ما را در کسوت ضعیفی
از رشته دامنیها یا آستینی از مو
بالیدم از تخیل سرکوب آسمانها
بر خود نچیدم اما فرق یقینی از مو
عمریست ناتوانان ممنون آن نگاهند
ای دیدهٔ مروت زحمت نبینی از مو
ما را شکیب دل برد آنسوی خود فروشی
شبگیر کرد بیدل آواز چینی از مو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تحلیل و توصیف احساسات و دغدغههای انسان میپردازد. شاعر به زودی از لطافت و ظرافت افکارش سخن میگوید و از نگرانیها و تنشهای ناشی از زندگی یاد میکند. او میگوید که در کار خلاقیت و هنر، نباید مانع شکوفایی و بیان آزادانهٔ اندیشهها شد. دل شاعر در آتش عشق میسوزد و این احساسات نمیتوانند در یک قالب محدود جا بگیرند. همچنین، اشاره به ناتوانی و ضعف انسانی دارد که از نیاز به محبت و توجه انسانها سخن میگوید، و در نهایت، به قدرتمندی خیال و تخیل پرداخته و بر دوش دل، بار سنگین انتظار و شکیبایی را احساس میکند. به طور کلی، این شعر نمایانگر جستجوی روحی در میان مشکلات زندگی و انسانی است.