غزل شمارهٔ ۲۶۵ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
ازین هوسکده با آرزوبه جنگ برون آ
چو بویگل نفسی پای زن بهرنگ برون آ
فشار یأس و امید از شرار جسته نشاید
به روی یکدگرافکن سر دو سنگ برون آ
قدح شکسته به زندان هوش چند نشینی
گلوی شیشه دودوری بگیرتنگ برون آ
سپند مجمر هستی.ندارد آن همه طاقت
نیاز حوصله کن یک تپش درنگ برون آ
کسی به غفلت و آگاهی توکار ندارد
هزاربار فرو رو به زیر سنگ برون آ
سبکروان زکمانخانهٔ سپهرگذشتند
تو نیز وامکن اکنون پر و خدنگ برون آ
چو شیشه چندکشد قلقلت عنان تأمل
ازبن بساطگلوگیر یک ترنگ برون آ
بهار خرمی دهر غیر وهم ندرد
دو روز سیرکن این سبزهزار بنگ برون آ
مباش بیدل ازین ورطه ناامید رهایی
تک درستت اگر نیست پای لنگ برون آ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به رهایی از زندگی روزمره و مایوسکننده است. شاعر تاکید میکند که باید از آرزوها و هوسهای بیفایده دور شد و به جنگ با چالشها پرداخت. او میگوید که یأس و امید در یک جا جمع نمیشوند و باید از مشکلات عبور کرد. در ادامه، به اهمیت حرکت و تلاش اشاره میکند و به افراد توصیه میکند که از تحجر فکری خارج شوند و به زندگی شادیبخش توجه کنند. شاعر همچنین به ناپایداری زندگی و ضرورت بهرهبرداری از لحظات خوش میپردازد و تاکید میکند که با وجود مشکلات، باید امید را حفظ کرد و به جلو رفت. در نهایت، به کسانی که در ورطه ناامیدی هستند، توصیه میکند که با وجود سختیها، امید را از دست ندهند و همچنان تلاش کنند.