نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به ذوق عافیت ای ناله تا کی در جگر پیچی

چه باشد یک نفس خون گردی و بر چشم تر پیچی

به جیب زندگی‌تهمت شمرنقد بقا بستن

مگر درکاغذ آتش زده مشتی شرر پیچی

ندارد صرفه عرض دستگاه رنگ و بو گل را

بساطی را که بر هم چیده‌ای آن به‌ که در پیچی

خیال هرزه‌گردی اینقدر آواره‌ات دارد

به جایی می‌رسی زین ره سر مویی اگر پیچی

گریبان تأمل وسعت آبادی دگر دارد

به خود می‌پیچ اگر می‌خواهی از آفاق سرپیچی

حریف آن میان نتوان شد از باریک‌بینیها

مگر از زلف مشکین تار مویی درکمر پیچی

تغافل چند خون سازد دل حسرت نگاهان را

تبسم زیر لب چون موج تا کی در گهر پیچی

سواد مدعای ‌نسخهٔ هستی ‌شود روشن

اگر بر هم نهی چشمی و طومار نظر پیچی

اگر فقر از تو می‌نالد و گر جاه از تو می‌بالد

نه‌ای آتش چرا بیهوده بر هر خشک و تر پیچی

حجاب جوهر آزاد توست اسباب آزادی

همه پروازی اما گر بساط بال و پر پیچی

نفس در سینه تا دزدیده‌ای اندیشه می‌تازد

عنانها دارد از خود رفتنت مشکل که در پیچی

خیالات جهان آخر ز سر واکردنی دارد

ازین ساز هوس بر هر چه پیچی مختصر پیچی

جنونهای امل غیر از دماغت کیست بردارد

چو موگردد رسا ناچار می‌باید به سر پیچی

گر آزادی به لذتهای دنیا خو مکن بیدل

مبادا همچو طوطی بر پر و بالت شکر پیچی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی دغدغه‌ها و تنش‌های روحی و فکری انسان می‌پردازد. شاعر به گوشه‌نشینی و آزارهای درونی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که انسان نباید به تظاهر و ظواهر بی‌اهمیت زندگی توجه کند. او به ناپایداری دنیا و لزوم تلاش برای آزادی واقعی اشاره دارد و می‌گوید اگر فرد به لذت‌های زودگذر دنیا وابسته شود، همچون طوطی که به قفس عادت کرده، آزادی را از دست خواهد داد. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که باید از این پیچیدگی‌ها رها شده و به سوی روشنایی و حقیقت حرکت کرد.