نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر نیست در این میکدهها دور تمامی

قانع چو هلالیم به نصف خط جامی

در ملک قناعت به مه و مهر مپرداز

گر نان شبی هست و چراغ سر شامی

این باغ چه دارد ز سر و برگ تعین

تخم‌، آرزوی پوچ و، ثمر، فطرت خامی

بنیاد غرور همه بر دعوی پوچ است

در عرصهٔ ما تیغ‌کشیده‌ست نیامی

شاهان به‌نگین غره‌، گدایان به قناعت

هستی همه را ساخته خفت‌کش نامی

عبرت خبری می‌دهد از فرصت اقبال

این وصل نه زانهاست که ارزدبه پیامی

دلها همه مجموعهٔ نیرنگ فسونند

هر دانه‌که دیدی ‌گرهی بود به دامی

هستی روش ناز جنون تاز که دارد

می‌آیدم از گرد نفس بوی خرامی

تا مهر رخش از چه افق جلوه نماید

گوش همه پرکرده صدای لب بامی

آفاق ز پرواز غبارم مژه پوشید

زین سرمه به هر چشم رسیده‌ست سلامی

بیدل چه ازل‌ کو ابد، از وهم برون آی

درکشور تحقیق نه صبح است و نه شامی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون قناعت، غرور، و حقیقت زندگی اشاره دارد. شاعر از قناعت و رضایت به داشته‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید که اگرچه همه چیز در این دنیا عجیب و پیچیده است، اما باید به چیزهای ساده و ضروری زندگی قناعت کرد. او به وقایع زندگی اشاره می‌کند که حتی در اوج ظاهری زیبایی و موفقیت، زیر آن همه نیرنگ و فریب وجود دارد. در نهایت، شاعر به عمیق‌ترین حقایق وجود اشاره کرده و هشدار می‌دهد که جستجوی حقیقت واقعی، از وهم و خیال فراتر می‌رود.