نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از پا نشیند ای کاش محمل‌کش هوس‌ها

زین کاروان شنیدیم نالیدن جرس‌ها

بازار ظلم گرم است از پهلوی ضعیفان

آتش به عزم اقبال دارد شگون ز خس‌ها

در طبع خودسر جاه سعی گزند خلق است

دیوانه‌اند سگ‌ها از کندن مرس‌ها

ای مزرعی است کآنجا دهقان صنع پوشید

خون‌های زخم گندم در پرده عدس‌ها

از حرص منفعل شد خوان‌گستر قناعت

برد از شکر حلاوت جوشیدن مگس‌ها

در عرصه گاه تسلیم از یکدگر گذشته‌ست

مانند موج گوهر جولان پیش و پس‌ها

افغان به سرمه خوابید کس مدعا نفهمید

آخر به خاک بردیم ابرام ملتمس‌ها

چون ناله زین نیستان رستن چه احتمال است

خط می‌کشیم عمری‌ست بر مسطر قفس‌ها

مجنون شدیم اما داد جنون ندادیم

تا دامن و گریبان کم بود دسترس‌ها

بیدل به مشق اوهام دل را سیاه کردیم

تا کی طرف برآید آیینه با نفس‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نارضایتی و دردهای جامعه می‌پردازد. شاعر از فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر ضعیفان سخن می‌گوید و به ظلم و بدی‌هایی که بر آنها روا داشته می‌شود، اشاره می‌کند. او تصویرگر دلهره‌ها و ناله‌هایی است که از این وضعیت برمی‌خیزد و از بی‌تفاوتی عده‌ای نسبت به رنج دیگران انتقاد می‌کند. همچنین، شاعر به تفکر و احساسات درونی اشاره می‌کند که در مواجهه با این مصائب، انسان را به جنون می‌کشاند. در نهایت، او به جستجوی حقیقت و درک شرایط می‌پردازد و از موانع پیش‌رو سخن می‌گوید.