غزل شمارهٔ ۵۶ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
دهد پرواز بسمل مدعای ما بیانها را
به جرم ما و من دوریم از سرمنزل مقصد
جرس اینجا بیابان مرگ دارد کاروانها را
کدورت چیدهای جدی نما تا بینفس گردی
صفای دیگرست از فیض برچیدن دکانها را
ندانم جوش توفان خیال کیست این گلشن
که اشک چشم مرغان کرد گردابآشیانها را
به لعل او خط از ما بیشتر دلبستگی دارد
طمع افزونتر از دزدست اینجا پاسبانها را
نفس سرمایهٔ بیتابیست، افسردگی تا کی
مکن شمع مزار زندگانی استخوانها را
به جز کشتی شکستن ساحل امنی نمیباشد
ز بس وسعت فروبردهست این دریا کرانها را
به سعی اشک، کام از دهر حاصل میکنی روزی
که آهت پرّه گردد آسیای سمانها را
به افسون مدارا از کجاندیشان مشو ایمن
تواضع در کمین تیر میدارد کمانها را
جهانی آرزوها پخت و سیر آمد ز ناکامی
تنور سرد این مطبخ به خامی سوخت نانها را
من آن عاجز سجودم کز پی طرف جبین من
به دوش باد میآرند خاک آستانها را
تو هم خاموش شو بیدل که من از یاد دیداری
به دوش حیرت آیینه میبندم فغانها را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالاتی از ناامیدی و دوری از مقصد میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون پرواز بسمل (پرندهای که در حال مرگ است) و بیابان مرگ، احساس یأس و تنهایی را به تصویر میکشد. او از کدورت و جدی شدن زندگی میگوید که به دوری از صفا و خوشی منجر میشود. شاعر به توفان خیالات و اشک مرغان (پرندگان) اشاره میکند که نمادی از غم و هجران است. او از عشق و وابستگی عمیقتری نسبت به چیزهایی سخن میگوید که در زندگی انسان را مینوازند. او شرایط سخت زندگی را توصیف میکند و به بیپناهی در برابر مشکلات اشاره دارد. در ادامه، شاعر به تلاش برای دستیابی به آرزوها و تلاش برای پیدا کردن آرامش در دل ناملایمیها و دریاهای طوفانی میپردازد. او سرانجام به هشدار از کجاندیشان و تواضع در برابر سختیها اشاره میکند و از خود میخواهد که خاموش باشد، چرا که به یاد ملاقاتهای قدیمی دچار حیرت شده است. این اثر در کل به موضوعات ناامیدی، عشق و تلاش برای فهم زندگی اشاره دارد.