نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶۱ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شیخ تا عزم بر نماز شکست

صد وضو تازه‌ کرد و باز شکست

صوفی افکند بر زمین مسواک

وجد دندان این گراز شکست

شبهه درس تامل من و تست

رنگ تحقیق از امتیاز شکست

عیش سربسته داشت خاموشی

لب‌گشودن طلسم راز شکست

بر زمین تاخت حادثات فلک

به نشیب آمد از فراز شکست

ادب‌آموز بود وضع سپهر

گردن ما خم نیاز شکست

دل خراب اعاده درد است

شیشه را حسرت‌گداز شکست

ناامیدی کلید مطلبهاست

ای بسا در که ‌کرد باز شکست

دستگاه آنقدر نباید چید

آستینی ‌که شد دراز شکست

مطرب این ندامت انجمنیم

نغمهٔ‌ ماست عجز و ساز شکست

بیدل از پیکر خمیده ما

ناتوانی ‌کلاه ناز شکست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفاهیم مختلفی اشاره دارد که به بررسی و تحلیل عمیق تجربیات انسانی می‌پردازد. شاعر در آن از حالتی فراموشی و ناامیدی سخن می‌گوید که به شکسته شدن روح و جسم منجر شده است. او با ذکر نمادهایی از نماز، وضو، و ریاضت‌های صوفیانه، نشان می‌دهد که این حالات می‌تواند به نوعی تسلیم یا زیان منجر شود. همچنین، شاعر به تحولات زندگی، مصائب، و قدرت ناکامی‌ها اشاره دارد و می‌گوید که شکسته‌ها و تجربیات دردناک می‌توانند آموزنده باشند. او به اهمیت ادب و نیاز به فروتنی در برابر دنیا اشاره می‌کند و بر این باور است که ناامیدی و شکست می‌تواند درهای جدیدی را باز کند. در نهایت، شاعر خود را در حالتی از ضعف و نیاز می‌بیند و از بیدلی و ناتوانی ناشی از تجربیات تلخ خود سخن می‌گوید.