نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۶۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حایل عزم نفس‌گرد ره و فرسنگ نیست

مقصد دل نیست پیدا ورنه قاصد لنگ نیست

نغمه‌ها بی‌خواست می‌جوشد ز ساز ما و من

حیرت آهنگیم درآهنگ ما آهنگ نیست

در محیط از خودنماییها نمی‌گنجد حباب

گرنفس برخود نبالدگوشهٔ دل تنگ نیست

سکتهٔ صد مصرع موجست تمکین‌گهر

در دبستان ادب‌سنجی تأمل دنگ نیست

چون طبایع خورد برهم غیرت انشا می‌کند

صلح‌گربریک نسق باشد شرردر سنگ نیست

مایه این صوم و صلات آنگاه سودای بهشت

می‌شود معلوم زاهد جز دکان بنگ نیست

بیش ازین برخود مچین پست وبلند اعتبار

جز سروپایی‌که داری افسر و اورنگ نیست

نام اگر آیینه خواهد، جوهر تمثال کو

عالم تصویر عنقاییم ما را رنگ نیست

تیره می‌سوزی چرا ای‌شمع نزدیک است صبح

تاشب است‌آیینهٔ خورشیدهم بی‌زنگ نیست

خواه عریان جلوه‌گر شو، خواه مستوری‌گزین

هرچه باداباد درکار است‌، اینجا ننگ نیست

بیدل از طاقت جهانی را به خودکردی طرف

با ضعیفی‌گرتوانی صلح‌کردن جنگ نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیم عمیق انسانی و معنوی پرداخته و نشان‌دهنده جستجوی انسان برای حقیقت و رسیدن به مقاصد عالی است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که دل و نیت واقعی انسان اغلب در دسترس نیست و عوامل بیرونی نمی‌توانند تمایلات درونی او را کامل به تصویر بکشند. او همچنین بر بی‌معنایی زهد ظاهری و دکان‌داری که تنها به دنبال بهشت مادی است، انتقاد کرده و بر اهمیت صداقت و اصالت تاکید می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که همگان باید با وجود چالش‌ها و ناپایداری‌های زندگی، صلح و تساهل را برگزینند و از عدم توانایی‌های خود نگران نباشند.