نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

طاس این نرد اختیاری نیست

هرچه آورد اختیاری نیست

بر هوا بسته‌اند محمل ما

کوشش گرد اختیاری نیست

همه مجبور حکم تقدیریم

کرد و ناکرد اختیاری نیست

از بهار و خزان عالم رنگ

سرخ تا زرد اختیاری نیست

اتفاق بلندی و پستی

چون زن و مرد اختیاری نیست

معنی آوردش آمدی دارد

غزل و فرد اختیاری نیست

اینکه با بیدلان نمی‌جوشی

ای دلت سرد اختیاری نیست

گر وصال ‌است ‌و گر فراق خوشیم

چه توان ‌کرد اختیاری نیست

بیدل از شیونم مگوی و مپرس

نالهٔ درد اختیاری نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که زندگی و اتفاقات آن تحت کنترل انسان نیست و هر چیزی که در زندگی رخ می‌دهد، ناشی از تقدیر و سرنوشت است. او به اجبار و ناچاری انسان‌ها در برابر وقایع اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز در زندگی اختیاری نیست، از فصل‌ها گرفته تا روابط انسانی و احساسات. شاعر نشان می‌دهد که همگی ما در برابر تقدیر و سرنوشت مجبوریم و هیچ راهی برای تغییر آن وجود ندارد. در نهایت، او از درد و شیون ناشی از این واقعیت می‌گوید و بر عدم انتخاب انسان‌ها تأکید می‌کند.