نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سرو چمن دل الف شعلهٔ آهیست

سرسبزی این مزرعه را برق‌ گیاهیست

بی‌جرأت بینش نتوان محو تو گشتن

سررشتهٔ حیرانی ما، مدّ نگاهیست

کی سد ره اشک شود، دامن‌ رنگم

گر کوه بود در دم سیلش پر کاهیست

جز صیقلی آیینهٔ آب ندارد

هرچندکه سرو لب جو، مصرع آهیست

عزت‌طلبی‌، جوهر تسلیم به ‌دست آر

اینجا خم طاعت‌، شکن طرف ‌کلاهیست

تا چند زند لاف بلندی‌، سرگردون

این بیضه به زبر پر پرواز نگاهیست

بر حاصل دنیا چقدر ناز توان کرد

سرتاسر این مزرعه یک مشت ‌گیاهیست

فرش در دل شو،‌ که ‌درین عرصه نفس را

از هرزه‌دوی خانهٔ آیینه پناهیست

زین‌ هستی بیهوده صوابی‌ که تو داری

گر جرم تصور نکنی سخت ‌گناهیست

فال سر تسلیم زن و ساز قدم ‌کن

تا منزل رحت ز گریان نو راهیست

بیدل پی آن جلوه که من رفته‌‌ام از خویش

هر نفش قدم، صورت خمیازه آهیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق انسانی و جستجوی معنای زندگی است. شاعر به زیبایی‌های طبیعی و چمن‌زار اشاره می‌کند و از سرسبزی و تازگی آن سخن می‌گوید. او به بی‌جرأتی انسان‌ها و تلاش برای دیدن حقیقت اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در دنیای مادی، ارزش واقعی در چیزهای سطحی و گذرا نیست. شاعر به اهمیت تواضع و تسلیم در برابر زندگی و تقدیر اشاره می‌کند و از افرادی که به دنبال بزرگ‌نمایی خود هستند انتقاد می‌کند. او تأکید دارد که برای درک زیبایی‌های واقعی زندگی، باید از دنیا و مسائل سطحی فاصله بگیریم و به درون خود نگاهی عمیق‌تر بیندازیم. در نهایت، او از تلاش برای آزادی از قید و بندهای دنیا و پیروی از جوهره ی واقعی زندگی سخن می‌گوید و می‌خواهد دیگران را هم به این مسیر دعوت کند.