نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۳۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر جنونم هوس قطع منازل می‌داشت

خوش‌تر از ریگ روان آبله محمل می‌داشت

دیده ‌گر رنگی از آن جلوه به رو می‌آورد

یک تحیر به صد آیینه مقابل می‌داشت

پاس آیین ادب‌ گر نشدی مانع اشک

تا به کویش همه جا پا به سر دل می‌داشت

سوخت پروانه‌ام از خجلت آن شمع‌ که دوش

می‌زد آتش به خود و خاطر محفل می‌داشت

ای خوش آن شوق‌ که از لذت بی‌عافیتی

کشتی‌ام وحشت گرداب ز ساحل می‌داشت

عقده دل اگر از سعی تپش وامی‌شد

حیرت آینه هم جوهر بسمل می‌داشت

احتیاج آینه شد نام‌ کرم جلوه فروخت

خاتم جود نگین در لب‌ سایل می‌داشت

شرم نایابی مطلب عرقی‌ساز نکرد

تا ره‌ کوشش مقصدطلبان ‌گل می‌داشت

قطع کردیم به تدبیر خموشی چون شمع

جاده‌ای را که ادب در دل منزل می‌داشت

داغم از حوصلهٔ شوخ‌نگاهان بیدل

کاش در بزم بتان آینه هم دل می‌داشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از عشق و شوق می‌پردازد. شاعر به احساساتی چون جنون و آرزوهای دل‌انگیز اشاره می‌کند که در کنار زیبایی‌ها و جلوه‌های عشق، تضادهایی مانند حیرت و خجلت نیز وجود دارد. تصاویر شاعرانه از آتش پروانه‌ای که از شمع عاشقانه می‌سوزد و کشتی‌شدن در شوق عشق، نشان‌دهنده جاذبه و خطرات عشق است. همچنین شاعر به مفهوم ادب و سکوت اشاره کرده و تمایلی به درک عمیق‌تر عشق دارد، در نهایت به دلتنگی از نایابی معشوق و حکمت‌های ناشی از عشق و نیاز به حضور آن اشاره می‌کند.