نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۸۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن

در لاف حلقه ر‌با مزن به ترانه‌های بیان‌کج

که مباد خنده‌نما شود لب دعویت ز زبان‌ کج

ز غرور دعوی سروvی به فلک می‌رسدت سری

سر تیغ اگر به درآ‌وری که خم است پیش فسان کج

ز غبار جاده ی معصیت نشدیم محرم عافیت

به ‌کجاست منزل غافلی ‌که فتد به راه ‌روان ‌کج

دل و دست باخته طاقتم سر وپای‌گمشده همتم

قلم‌شکسته‌ کجا برد رقم عرق به بنان‌کج

ستم‌ است بر خط مسطر از خم و پیج لغزش خامه‌ات

ره راست متهم‌ کجی نکنی ز سعی عنان‌ کج

به صلاح طینت منقلب نشوی زیان زدهء هوس

که چو جنسهای‌ دگر کسی نخرد کجی ز دکان‌ کج

سر خوان نعمت عافیت نمکی است حرف ملایمش

تو اگر از این مزه غافلی غم لقمه خور به دهان کج

خلل طبیعت راستان نشود کشاکش آسمان

ز خدنگ جوهر راستی نبرد تلاش کمان کج

من بیدل از طرق ادب نگزیده‌ام ره دامنی

که ز لغزش آبله‌زا شود قدم یقین به ‌گمان‌ کج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعات مختلفی مانند غرور، معصیت، و حقیقت می‌پردازد. شاعر از چالش‌های روحی و اخلاقی سخن می‌گوید و به تاثیر منفی لغزش‌ها و کجی‌ها بر زندگی اشاره می‌کند. او به دنبال راستی و عدم انحراف از مسیر درست است و هشدار می‌دهد که غفلت از حقیقت می‌تواند به ضرر انسان‌ها منجر شود. در نهایت، شاعر بر لزوم توجه به مسیر صحیح و دوری از کجی‌ها تاکید می‌کند تا از عواقب ناخوشایند آن‌ها در امان بماند.