نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز غم هر دم دل خون دیده ام خونبارتر گردد

چوخونم کم شود از دل غمم بسیار تر گردد

دلم چون چشم بیمار تو بیمار است و هر ساعت

که بیندچشم بیمار تو رابیمارتر گردد

مگر خورشید رخشانی که چشمم چون جمالت را

ببیندتار گردد چون نبیند تارتر گردد

می آرد مستی اندر بردن دلچشم مست تو

ز می چندانکه گردد مست تر هشیار تر گردد

دلا در عشق اگر پرمایه ای افتادگی بگزین

درخت افکنده سرتر گردد ار پربارتر گردد

ز من دلجوئی افزون تر کند چشم تو در مستی

بلی چون ترک مست ازمی شود خونخوارتر گردد

به دیدار جمال خودعزیز وسرفرازش کن

بلند اقبال رامپسند کز این خوارتر گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره رنج و غم ناشی از عشق و دلبستگی است. شاعر با نگاهی به دل خود، احساس می‌کند که غم و دردش هر لحظه بیشتر می‌شود. دل او مانند چشمی بیمار است که هر بار به محبوبش می‌نگرد، بیماری‌اش بیشتر می‌شود. او اشاره می‌کند که تنها نور خورشیدی که از چهره محبوبش می‌تابد می‌تواند حالش را بهتر کند، و اگر آن را نبیند، حالش بدتر می‌شود. همچنین، شاعر از تاثیر عشق بر روح و روانش می‌گوید و اینکه عشق واقعی باعث تواضع و پربار شدن آدمی می‌شود. در کل، شعر به درد و زیبایی عشق و تلاش برای بهبود حال عاشق با دیدن محبوبش می‌پردازد.