نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم آشفته ز آن آشفته موشد

قدم خم از غم ابروی اوشد

مگر آن سرو قد درگلشن آمد

که پای سرو اندر گل فرو شد

چه باک آن خوبرو گر گشته بدخو

که بدخو گشته هر کس خوبرو شد

دل وعشق وصبوری از غم هجر

همان افسانه سنگ و سبو شد

سر زلف تو تا چون صولجان گشت

دل مسکین من پیشش چوگو شد

بلند اقبال وصافی دل از آنم

که فکر وذکر من پیوسته هو شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حسی عمیق از عاشقی و دلتنگی است. شاعر از آشفته‌حالی‌اش به خاطر معشوق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که غم و اندوه او از عشق و جدایی، زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده است. او درباره جذابیت معشوق و تغییر حال و هوای او اشاره می‌کند و بیان می‌کند که زیبایی‌ها حتی با بدخو شدن معشوق، هنوز هم جذاب باقی می‌مانند. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و تأثیر آن بر دل و افکار خود اشاره می‌کند.