شمارهٔ ۲۳۲ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
یادگار از جم به جا نبود به غیر ازجام دیگر
گر نبودی جام هم از جم نبودی نام دیگر
از رخ وزلف تودیگرنور وظملت وام ندهی
ظلمت ونوری نبیندکس ز صبح و شام دیگر
درخم زلفت مده هر لحظه رم مرغ دلم را
مرغ اگر رم کرد مشکل آید اندردام دیگر
دیده تاچشم ولبت را از پی بادام وشکر
در برم یکدم ندارد طفل دل آرام دیگر
بیندار خسرو لب شیرین آن شکردهان را
بر زبان گاهی ز شکر می نیارد نام دیگر
نه ربا نه رشوه نه مال یتیم ووقف خوردم
زاهد از می بیش از این ما را مکن بدنام دیگر
گر کسی خواه که درعالم بلنداقبال گردد
روی حاجت باید او نارد به خاص وعام دیگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت عشق و دل-Bرانه میپردازد. شاعر به تأثیر عشق و زیبایی معشوق بر دل خود اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز دیگری جز زیبایی عشق برایش مهم نیست. او درباره وسوسههایی که در زندگی وجود دارد، مثل ربا و مال یتیم، صحبت میکند و میخواهد تا به دور از این مسائل باشد. در نهایت، شاعر میگوید که برای رسیدن به کامیابی در زندگی باید به درگاه خاص و عام توجه کند و از معشوق خود فاصله نگیرد.