شمارهٔ ۲۳۶ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بس دل مرده زنده گردد باز
گر دهانت به خنده گردد باز
زلف تو سر کشی کند تا کی
گو که تا سرفکنده گردد باز
بنده ای کوگرفته آزادی
پیش روی تو بنده گردد باز
مرغ دل بال وپر زند خواهد
که پر وبال کنده گردد باز
کس نخواهد شدن کم از مردن
کرم پشه پرنده گردد با ز
هر چه گند نمک زنند بر او
گر نمک رفت گنده گردد باز
به سر تربت بلند اقبال
کن گذر تا که زنده گردد باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره امید و زنده شدن دوباره است. شاعر از جملات زیبا و تصاویری شاعرانه استفاده کرده تا بیانی از تجدید حیات و تلاش برای بازگشت به زندگی را به تصویر بکشد. او به شادی و خنده، عشق و زیبایی اشاره میکند و همچنین به آزادی و پرواز دل، که همگی نمادهایی از زندگی مجدد و شادابی هستند. در نهایت، شاعر به یاد شهدای بزرگ و آگاهی از سرنوشت آنها دعوت میکند و این نکته را به تصویر میکشد که هرچه هم که شرایط سخت و تلخ باشد، هنوز امیدی به زنده شدن و تجدید حیات وجود دارد.