نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۳ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف

بردند دل ز هرطرف از ما نه یک طرف

از خال وزلفت از دوطرف دانه است ودام

دام تونیست یک طرف ودانه یک طرف

مجروح تر دلم شده در چین زلف تو

از بوی مشک یک طرفاز شانه یک طرف

زلفت از آنخمیده دراوبسکه ریخته

زنجیر یک طرف دل دیوانه یک طرف

آن زاهدی که چون دلم از دست اوشکست

خم یک طرف به میکده پیمانه یک طرف

دیشب بدیدمش که زبس بودمست می

خود یک طرف فتاده وصددانه یک طرف

مجنون عشق یارم و سنگم نمی زنند

طفلان به کوچه یک طرف از خانه یک طرف

هر شب ز نور شمع و زنار فراق یار

من یک طرف بسوزم و پروانه یک طرف

اقبالم ار بلند شود در برم شبی

دل یک طرف نشنید وجانانه یک طرف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و عاطفی شاعر می‌پردازد. او از جذابیت و زیبایی معشوق با عباراتی چون "زلف" و "خال" یاد می‌کند و بیانگر تأثیر این زیبایی بر دل و جان اوست. شاعر از درد و زخم عاشقی سخن می‌گوید و تضادهایی مثل "یک طرف" و "دو طرف" را در رابطه با معشوق و عشق خود بیان می‌کند. همچنین از حالت سرگشتگی و مجنون بودن خود در پی عشق یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به احوالات خود در فراق یار و آرزوی وصال اشاره دارد و بیان می‌کند که هر شب در تنهایی خود می‌سوزد.