نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم

آشفته تر از طره طرار تو بودیم

زآن پیش که زلف تو شوددام دل ما

از دانه خال توگرفتار تو بودیم

هستیم خبردار ز هر کار تو ای یار

شب تا به سحر در پس دیوار توبودیم

دانی به وجودآمده ایم ازعدم از چه

از بسکه همی طالب دیدار تو بودیم

حسن رخ تو شهره آفاق شد ازعشق

ما گرمی ورونق ده بازار توبودیم

منصور شد از عشق تو سردار سر دار

ای کاش که سردار سر دار تو بودیم

زآن پیش که روید نی وخیزد شکر از نی

شکر شکن از لعل شکربار تو بودیم

ما رانه تنی بود ونه جانی نه مزاجی

کز نرگس بیمار تو بیمار توبودیم

ما را که بهدهر این همه اقبال بلنداست

ز آنروست که گنجینه اسرار توبودیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق عمیق و مرغوب شاعر به محبوبش اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که از ابتدا دل‌باخته چهره‌ی معشوق بوده و در هر لحظه از وجودش در پی دیدار اوست. او از عشق به محبوبش می‌گوید که آن را به یک منبع زندگی تبدیل کرده و خود را به تمامی درگیر عشق او می‌پندارد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که زیبایی معشوق چقدر در جهان مشهور شده و او و دیگران به خاطر عشق به او در حال زندگی هستند. تمامی اشعار به ستایش عشق و وابستگی عمیق شاعر به محبوبش پرداخته‌اند.