شمارهٔ ۳۶۳ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نیست غم پروانه را از سوختن
بایداز اوعلم عشق آموختن
خواهی ار روشندلی مانند شمع
آتشی باید به جان افروختن
ریخت چشمم در دلم خون هر چه بود
ز آن تلف آمد وز این اندوختن
جامه صبرم که شددر هجر چاک
جز ز دست وصل نایددوختن
خویش را پروانه کن پروا نکن
ای بلند اقبال اندرسوختن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و سوختن پروانه صحبت میکند. او میگوید که باید از عشق پروانه آموخت و برای روشن شدن دل، باید جان را بسوزاند. شاعر بیان میکند که درد و اندوه او باعث ریزش اشک شده و در غم دوری محبوب، صبرش پاره شده است. در نهایت، او به خود میگوید که مانند پروانه باشد و از سوختن نترسد.