شمارهٔ ۳۹۳ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر کنی پیدا رهی ای شانه درگیسوی او
از زبان من بگو با عنبر افشان موی او
سرکشی را ترک فرما رهزنی را توبه کن
با ادب شو چنگ کمتر زن همی بر روی او
گه بگوشش سر به نجوی می نهی از شیطنت
گه شوی هر جا که بنشسته است همزانوی او
احتشام الدوله از کردارت ار گردد خبر
امر فرماید که بندندت کشندت سوی او
الحذر ز آندم که از کار تو وکردار تو
از غضب پرچین شودمانند توابروی او
زآن همی ترسم به حکمش از برای نظم ملک
سربرندت ناگهان اندیشه کن از خوی او
خودتو می دانی بلند اقبال دولتخواه توست
کم پریشان شو از این طبع پریشان گوی او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی هشدار و نصیحت است که به شخصی میگوید اگر به دنبال جذابیت و دلربایی از یک زن هستی، باید در رفتار و کردار خود تغییراتی ایجاد کنی. شاعر به شخص میگوید که راه سرکشی و شرارت را کنار بگذارد و با ادب و احترام به او نزدیک شود. همچنین به او یادآوری میکند که اگر از رفتارهای نامناسب خود دست برندارد، ممکن است با عواقب و عذابهای سختی مواجه شود. در نهایت، شاعر به او هشدار میدهد که اگر به همین روال ادامه دهد، ممکن است در خطر از دست دادن مقام و موقعیت خود قرار گیرد و بهتر است به فکر آرامش و ثبات آیندهاش باشد.