شمارهٔ ۳۹۷ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای قدم خم گشته تر ز ابروی تو
وی دلم آشفته تر از موی تو
معنی ز والقلم را یافتم
چون بدیدم بینی وابروی تو
آیه واللیل باشد بخت من
سوره والشمس آمد روی تو
خون به دل ماه از رخ نیکوی تو است
یا به گل سرو از قد دلجوی تو
چشم بندی می کنی یا ساحری
چنگل شیر است با آهوی تو
صولجان هر گه به کف گیری ز زلف
دل همی خواهد که گردگوی تو
عارفان در فکر نار ونورتو
صوفیان در ذکرهای و هوی تو
عاشقان را از سر شب تا به صبح
قصه ها از طلعت وگیسوی تو
درکلامم نیست الا وصف تو
درمشامم نیست غیر از بوی تو
ابرو باران خواست هر کس تخم کشت
کشت من شد سبز ز آب جویتو
صدهزاران منزل ار ره طی کنم
باز بینم هستم اندر کوی تو
مرحبا بر عشق وبرکردار عشق
چون منی راکرده هم زانوی تو
بردی از دست بلنداقبال دل
آفرین بر قوت بازوی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و شوریدهی شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و تصاویر شاعرانه، احساسات خود را نسبت به زیبایی و جذابیت معشوق به تصویر میکشد. او به ابروها، چهره و موی معشوق اشاره میکند و میگوید که این ویژگیها تأثیر عمیقی بر دل او گذاشتهاند. در ادامه، شاعر از عشق و حال و هوای عارفان و صوفیان در جستجوی محبوب صحبت میکند و نشان میدهد که عشق او فراتر از کلمات و توصیفات است. همچنین، با اشاره به سرسبزی و خرمی که از عشق معشوق نصیبش شده، میگوید که حتی اگر به هزاران منزل سفر کند، همیشه دلش به سوی او خواهد بود. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند.