نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۶ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

هر کس افتد به خیال من وتو

خون کندگریه به حال من وتو

چون من از عشق توو چون تو به حسن

نیست در شهر مثال من وتو

به تو خون من ومی از کف تو

باد این هر دو حلال من وتو

فرودین تو و دیماه من است

شب و روز ومه و سال من وتو

قصه دوزخ و فردوس بود

شرحی از هجر و وصال من وتو

صبر خواهی تو ز من من زتو وصل

آه از این فکر محال من و تو

همه خوانندبلنداقبالم

زجواب وز سؤال من وتو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان شدت احساسات عاشقانه و رابطه عمیق بین دو نفر می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که رابطه‌شان در میان همگان بی‌نظیر است و هیچ کس نمی‌تواند مانند آنها عشق ورزد. آن دو به هم متصل هستند و هر یک حسرت وصل و دیدار دیگری را دارد. همچنین، بحثی درباره دشواری‌ها و چالش‌های عشق و آرزوی رسیدن به یکدیگر مطرح می‌شود. در نهایت، شاعر تقابل بین خوشی و ناراحتی در عشق را به تصویر می‌کشد.