شمارهٔ ۴۱۴ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل جای در آن طره طرار گرفته
گنجشک مگر جا به بر مار گرفته
اشکم شده شنگرفی و روزم شده نیلی
تا آینه روی تو زنگار گرفته
گیسوی تواش راهزنی کرده که زاهد
تسبیح ز کف داده وزنار گرفته
در عاشقی آنکس که زیان کرده که باشد
کس دانه ای ار ریخته خروار گرفته
کس سیم و زر ار کرده تلف باده خریده
کس جان ودل ار داده ز کف یار گرفته
خرم دل آنکس که بهیک دست صراحی
با دست دگر طره دلدار گرفته
اقبال بلند است کسی را که چومنصور
از عشق تو جا بر زبر دار گرفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عاشقانه و زیباییهای معشوق میپردازد. دل شاعر به خاطر زیباییهای معشوق به شوق آمده و اشکهایش رنگی خاص یافته است. او به سرنوشت کسانی که در عشق زیان کردهاند اشاره میکند و نشان میدهد که برخی از آری یا فقر خود بهره میبرند. شاعر همچنین بر خوشحالی و دلخوشی کسانی تأکید دارد که در دست یک دست صراحی (جام شراب) و در دست دیگر موهای دلدار خود را دارند. در نهایت، او به شادی و موفقیت خود در عشق اشاره میکند و خود را با شخصیت «منصور» مقایسه میکند که عشق را در آغوش گرفته است.