نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۴ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

آشوب شهری شورجهانی

ماه زمینی شاه زمانی

از رخ عدوی اسلام وکفری

وز قد بلای پیر وجوانی

هم سست عهدی هم سخت روئی

درتلخ گوئی شیرین زبانی

چون تو به دوران نبودولیکن

این است کای ماه نامهربانی

هم سروقدی هم ماه روئی

هم دل فریبی هم جان ستانی

سروت ندانم ماهت نخواهم

کز قامت و رخ به زاین وآنی

ای دل مگو هیچ وصف از دهانش

کی هیچ از هیچ گفتن توانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وضعیت آشفتگی و ناهمگونی در جامعه اشاره دارد و به معضلاتی چون خیانت، ناامیدی و تضادهای انسانی می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌های انسانی و عشق نیز اشاره کرده و می‌گوید که هرچند این زیبایی‌ها وجود دارند، اما او نمی‌تواند از توصیف آن‌ها بگوید، زیرا بیان احساسات و احوالات سخت است. در نهایت، شاعر به بی‌عدالتی و دشواری‌هایی که در زندگی وجود دارد، پرداخته و در مورد توصیف واقعیت‌های تلخ به چالش می‌کشد.