نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۱ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بوسه دل از لعل جان بخشت هوس داردهمی

فرصت ار یابد ببوسد تا نفس دارد همی

گرچه مستان از عسس دارند بیم جان ولی

بیم جان ازچشم مست تو عسس دارد همی

از قفس باشند مرغان درگریز اما مرا

مرغ دل در کوی تومیل قفس دارد همی

بی سبب نی خالهای دلفریبت کنج لب

هر کجا حلوا بود آنجا مگس دارد همی

از غم عشقت بلنداقبال اندر روز و شب

ناله های زار مانندجرس داردهمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و longing خود اشاره می‌کند. او از آرزوی بوسه‌ای بی‌پایان با معشوق صحبت می‌کند و عشق را همچون پرنده‌ای در قفس توصیف می‌کند که در آرزوی آزادی از آن قفس است. همچنین به ترس‌های ناشی از عشق، مانند بی‌خیالی مستان و دلهره از چشمان معشوق اشاره می‌کند. در نهایت، شاعردر مورد غم و اندوه ناشی از عشق و ناله‌های دلbroken در روز و شب می‌نویسد. به طور کلی، ابیات حاکی از شور و شوق و دردهای ناشی از عشق است.