نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

توچه خوردی که لبت این همه شیرین شده است

گوئی اشعار مرا خوانده ای از این شده است

همسری کرده مگر با لب تو چشم خروس

کز گنه تاج به فرقش چوتبرزین شده است

از برمندل من پیش رخ وزلف وبرت

بی نیاز از گل واز سنبل ونسرین شده است

از حنا کرده ای امروز سر انگشت خضاب

یا به خون دل ما دست تورنگین شده است

زیر هر پیچ و خم زلف توچینی است ز مشک

به دو معنی شکن زلف تو پرچین شده است

چوکبوتر دلم ار صید توگردد نه عجب

زآنکه مژگان تو چون چنگل شاهین شده است

همه وصف تو دراشعار بلنداقبال است

که چنین گفته اوقابل تحسین شده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او می‌گوید که لب‌های او چقدر شیرین و دلربا شده‌اند، به‌طرزی که گویی اشعار شاعر را خوانده و الهام گرفته است. سپس به ویژگی‌های ظاهری او می‌پردازد و می‌گوید که زلف و چشمانش به‌قدری زیباست که نیاز به گل و سنبل ندارد. شاعر همچنین به دست‌های او اشاره می‌کند که مانند خون دلش رنگین شده‌اند. او به پیچ و خم زلف او و تأثیر آن بر دلش اشاره کرده و می‌گوید که مژگانش مانند چنگال شاهین است. در پایان به اشعار بلند اقبال اشاره می‌کند و می‌گوید که تمام زیبایی‌های معشوقه در آن‌ها توصیف شده است.