شمارهٔ ۷۵ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دلبر ما نه همی طره پر خم با اوست
هر چه حسن است در آفاق مسلم با اوست
مشمر ای دل صفت حسن که دارد همه را
مهربانی بود وبس که همی کم با اوست
همه بیمار از آنیم که یار است طبیب
همه مجروح دلانیم که مرهم با اوست
چشمت از مژه اگر لشکر توران دارد
دل ما فتح کندشوکت رستم با اوست
یک محرم به همه سال بود با دو ربیع
چهر و زلف تو ربیعی دو محرم با اوست
می چونوشی وشوی مست عذارت ز عرق
به نظر تازه گلی هست که شبنم با اوست
دلم ازعشق رخ دوست بلنداقبال است
با وجودی که غم ومحنت عالم با اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف محبوب و زیبایی میپردازد که تمام صفات خوب و زیباییهای دنیا در او جمع است. شاعر میگوید که دل همه بیمار عشق او هستند و اوست که درمان آنهاست. حتی اگر چشمان محبوب لشکری از زیبایی داشته باشد، دل عاشق از جذابیت او تسخیر میشود. شاعر به مقایسه زیباییهای محبوب به دو ماه ربیع اشاره میکند و در نهایت از عشق و زیبایی محبوب صحبت میکند که با وجود درد و رنجهای دنیا، دل او خوشبخت و پرامید است.