نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آیه والشمس وصف روی توست

سوره واللیل شرح موی توست

وصف طوبی را که زاهد می کند

شمه ای از قامت دلجوی توست

جنت از کوی تو باشد قصه ای

حصه ای دوزخ ز سوزان خوی توست

تو چوخورشید ودل حربا صفت

روی دل هر جا تو باشی سوی توست

اینکه بینی گشته خم قد هلال

بهر تعظیم خم ابروی توست

گر هوای گوی وچوگان باشدت

زلف توچوگان دل من گوی توست

دم ز خوشبوئی زد از بس مشک چین

روسیه از خجلت گیسوی توست

هم منور چشم من از روی تو

هم معطر مغز من از بوی توست

گربلند اقبال وفرخ طالعم

از تووعشق رخ نیکوی توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به توصیف زیبایی‌های معشوق خود می‌پردازد. او آفتاب را به روی معشوق و شب را به موی او تشبیه می‌کند. جنت و دوزخ نیز به طرز ویژه‌ای به وجود و سوزانِ معشوق نسبت داده می‌شود. وجود معشوق به اندازه‌ای دلربا و جذاب است که تمام زیبایی‌ها و خوشبویی‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و انسان را به خود جذب می‌کند. شاعر عشق و احساسات خود نسبت به معشوق را به زیبایی و شکوه توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که تمام خوشبختی‌ها و زیبایی‌های زندگی‌اش ناشی از وجود اوست.