نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ - قطعه بلند اقبال

بلند اقبال / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بگو به صاحب دیوان که صاحب ایمان شو

گمان مکن که برد گندم آنکه جوکارد

خبر زحالت انباردار خود داری

که او چه بر سر بیچاره خلق می آرد

تو رحم کن اگر او را به دل نباشد رحم

ولیک در دل تو رحم ره کجا دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به صاحب دیوان (مسئولان و مقامات) توصیه می‌کند که باید ایمانی واقعی و دلسوزی برای مردم داشته باشند. او هشدار می‌دهد که نباید گمان کرد که کسی تنها با داشتن منابع و امکانات (مانند گندم و جو) می‌تواند مشکلات مردم را حل کند. شاعر از وضعیت انباردار (کسانی که به مدیریت منابع می‌پردازند) آگاه است و می‌گوید که آنها به بیچاره مردم ظلم می‌کنند. در نهایت، شاعر از صاحب دیوان درخواست می‌کند که اگر انباردار به دل رحم نداشته باشد، لااقل خود او (صاحب دیوان) رحم و محبت در دلش باید وجود داشته باشد.