قطعات — دیوان اشعار بلند اقبال
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ - قطعه — انبار دار صاحب دیوان کشیده تیغ
- شمارهٔ ۲ - قطعه — خدا به ظلم نه راضی و بنده ظلم کند
- شمارهٔ ۳ - قطعه — نصیر الملک چون از این جهان رفت
- شمارهٔ ۴ - قطعه — تو ببین کآسمان کج گردش
- شمارهٔ ۱۰ - قطعه — مرده ای را به راه می بردند
- شمارهٔ ۵ - قطعه — صاحب دیوان وحکمرانی در فارس
- شمارهٔ ۱۱ - قطعه — یکی مور برد از ملخ تحفه رانی
- شمارهٔ ۶ - قطعه — دور کن از خویشتن حرص و طمع
- شمارهٔ ۱۲ - قطعه — قوام هیچ ندارد به دلمروت ورحم
- شمارهٔ ۸ - قطعه — ز اقربا ومالها ای دل مشو شادان که هست
- شمارهٔ ۹ - قطعه — به خداوند آسمان وزمین
- شمارهٔ ۷ - درجواب جناح حاج «شوریده شیرازی» فصیح الملک — ای صبا رو ز من اندر بر مجدالشّعرا
- شمارهٔ ۱۹ - قطعه — نه کسی رحم دیده در دل تو
- شمارهٔ ۲۰ - قطعه — تا به دست دوست دادم اختیار خویش ار
- شمارهٔ ۱۴ - قطعه — درحیرتم زحال قوام وز کار چرخ
- شمارهٔ ۱۳ - قطعه — آن یکی گیرد زنی از بهر مال
- شمارهٔ ۱۵ - قطعه — دید روباهی که روباهی دگر
- شمارهٔ ۱۷ - قطعه — تا نبینم تا به من ثابت نگردد چیزها
- شمارهٔ ۱۶ - قطعه — حقایق نگار آمد از کربلا
- شمارهٔ ۱۸ - قطعه — سینه باشد صد در لفظ عرب
- شمارهٔ ۲۳ - قطعه — آنکه منکر گشت در حق علی منگر بدو
- شمارهٔ ۲۴ - قطعه — کو مشیرالملک تا بیندچه سان
- شمارهٔ ۲۶ - قطعه — آخر کار چون بود مردن
- شمارهٔ ۲۷ - قطعه — ببین که معتمدالدوله میرود از فارس
- شمارهٔ ۲۵ - معما — چار حرف است نام دلبر من
- شمارهٔ ۲۸ - قطعه — مشورت کردم از خرد که نهم
- شمارهٔ ۲۱ - قطعه — بگو به صاحب دیوان که صاحب ایمان شو
- شمارهٔ ۲۲ - قطعه — خدای داده ولی بنده سد راه شده
- شمارهٔ ۳۳ - قطعه — ای برادر مجوی از دونان
- شمارهٔ ۳۶ - قطعه — رحم وانصاف درمیانه خلق
- شمارهٔ ۳۵ - قطعه — اسم اعظم که خلق می گویند
- شمارهٔ ۳۰ - قطعه — آنچنان تنگ گشته دل به برم
- شمارهٔ ۳۱ - قطعه — سه رسدکرده پریشانی عالم را چرخ
- شمارهٔ ۳۲ - قطعه — رفیق خوب به است از برادر وفرزند
- شمارهٔ ۲۹ - قطعه — ای امیری که چون تو در بخشش
- شمارهٔ ۳۴ - معما — نام دلبر چهار حرف بود
- شمارهٔ ۴۱ - قطعه — دلکی دارم وزهر طرفش
- شمارهٔ ۴۳ - قطعه — گرچه به ملک سخنوری شهم اما
- شمارهٔ ۴۰ - قطعه — خونین جگرم ز گردش چرخ
- شمارهٔ ۳۷ - قطعه — صاحب دیوان به فارس آمده حاکم
- شمارهٔ ۴۲ - قطعه — آوخ آوخ که قدردانی نیست
- شمارهٔ ۳۸ - قطعه — هر که را روزی فراخ آید به دهر
- شمارهٔ ۳۹ - قطعه — سیم خالص عیار هم گاهی
- شمارهٔ ۴۴ - قطعه — نبود در همه روی زمین چو کشور فارس
- شمارهٔ ۵۰ - قطعه — خری با خری گفت منت ز کس
- شمارهٔ ۵۱ - قطعه — مباش از این سپس در بند تحصیل کمال ای دل
- شمارهٔ ۴۹ - قطعه — پی سواری خود مردمان خرندخری
- شمارهٔ ۴۶ - قطعه — هر صفاتی که هست ایزد را
- شمارهٔ ۴۷ - قطعه — نیست از جان و دل عزیزتری
- شمارهٔ ۴۸ - قطعه — ای رخت چون گل از لطافت و لون
- شمارهٔ ۴۵ - قطعه — کاش با تو آسمان میکرد یک کار از دو صورت