نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - تعریف کردن گل از صفت عشاق بلند اقبال

بلند اقبال / بخش دوم - داستان گل و بلبل / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

اگر درحقیقت کسی عاشق است

به عذرا عذاری دلش وامق است

نیاید به جز دلبرش در نظر

نه سر داند از پا نه پا را ز سر

به دنیا نه خور باشد او را نه خواب

به عالم نداند گناه از ثواب

لبی باشدش خشک و چشم تری

رجوعش نباشد بخیر و شری

ظلام آورد چشمش از روی یار

زکام آورد مغزش از بویی یار

شودکور ازچشم واز گوش کر

به تیر ار زنندش نگردد خبر

دهد طالعش جا اگر پیش دوست

شودنقش دیوار در پیش دوست

به دیدار جانان همه جان شود

ز سر تا به پا محو جانان شود

به جائی رسد آخر از عشق یار

که گوید چو منصور اناالحق به دار

مگر عشق کاری بود سرسری

نه خبازی است ونه آهنگری

کس از بیشه عشق نتوان گذر

که هست اندرین بیشه بس شیر نر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره عشق واقعی و عمیق است. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی واقعاً عاشق باشد، تنها دلبرش را در نظر دارد و هیچ چیز دیگری او را به خود مشغول نمی‌کند. عشق او چنان قوی است که حتی در مواقع سختی و رنج، او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد و همه جانش را برای محبوب خود می‌گذارد. در نهایت، عشق به قدری عمیق است که می‌تواند انسان را به صمیمیت و درک عمیق‌تری از خود برساند و نوعی از فداکاری و از خودگذشتگی را به دنبال داشته باشد. شاعر به شدت بیان می‌کند که عاشق شدن کار ساده‌ای نیست و نیازمند درک و عمق احساسات است.