بخش ۷ - شکرگذاری بلبل از آمدن گل بلند اقبال
بلند اقبال / بخش دوم - داستان گل و بلبل / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دل بلبل از وصل گل شاد شد
زقید غم وغصه آزاد شد
همی گفت پیوسته با قلب شاد
که الحمد لله رب العباد
ز دیدار روی گلم شاد کرد
شدم لله الحمد فارغ ز درد
ندانم چه سان شکر یزدان کنم
چه سان شکر این فضل و احسان کنم
من از هجر گل گشته بودم هلاک
مرا زنده فرمود یزدان پاک
دو چشمم شد از انتظارش سفید
نمی بود در دل مرا این امید
که افتد نگاهم به رخسار گل
نصیبم شود باز دیدار گل
خدا رحم فرمود بر جان من
که آمد به بر باز جانان من
دو صد شکر ایزد که بار دگر
ز دیدار گل آمدم بهره ور
لک الحمد یا ارحم الراحمین
لک الشکر یا اکرم الاکرمین
خوشا حال آن عاشق خسته حال
که افتد ز هجران به بزم وصال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شادی و شکرگزاری عاشقی است که بعد از مدتها جدایی و غم از وصل معشوق خود خوشحال و رها میشود. شاعر بیان میکند که چگونه دیدار معشوق باعث شادابی و آرامش قلب او شده و از خداوند به خاطر این نعمت سپاسگزاری میکند. او به وضوح احساس میکند که از دوری معشوق به شدت رنج میبرده و اکنون با دیدار دوباره، زنده و شکرگزار است. در نهایت، شاعر با اشاره به خوشحالی عاشقانی که از دوری معشوق به وصال میرسند، ابراز شادی میکند.