بخش ۱۴ - مناجات بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
الهی گناهانم از حد گذشت
چوکوه گران گشت وچون ریگ دشت
همی بر گناهم دمادم فزود
گناهی که ازمن نیامد نبود
مرا چشم امیدبر عفو توست
چه غم از گناهم اگر عفو توست
اگر بندگان را گناهی نبود
کجا رحم وعفو تورخ می نمود
گنه باشد از بنده عفو از خدا
بیا درگذر از گناهان ما
که ما بندگان ضعیف توایم
همه میهمان در مضیف توایم
زخوان کرم سیر کن جمله را
به بذل وعطا میرکن جمله را
تو بر هر چه خواهی کنی قادری
براحوال ما ناظر وحاضری
به حکم تو حنظل چنین گشته تلخ
مه ازامر توغره گردید وسلخ
نباشد گنه بخش غیر از تو کس
تو بخشنده هر گناهی و بس
اگر خوب اگر بد تو را بنده ایم
به ما رحم فرما که شرمنده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهٔ افزونی گناهان و طلب عفو از خداوند است. شاعر به حقارت خود و امید به بخشش الهی اشاره میکند. او به ضعف بندگان و نیاز آنها به رحمت خدا تأکید میکند و از خدا میخواهد که از گناهان آنها بگذرد. همچنین، از قدرت و رأفت خدا در بخشش گناهان سخن میگوید و این مفهوم را مطرح میکند که فقط خداوند قادر به رحمت و عفو است. در نهایت، شاعر از خدا تقاضا میکند که به خاطر شرمندگی بندگان، آنها را ببخشد و رحم کند.