بخش ۳۰ - در اسرار بلند اقبال
بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
هر آن نعمتی را که بینی به دهر
چه تلخ وچه شیرین چه شکر چه زهر
ز آب وزمین جمله پیدا شده
که آسایش خلق دنیا شده
ز آب وزمین نعمت آماده شد
برای تو پیش توبنهاده شد
به عالم نمی بوداگر سبزه زار
چه می خورد حیوان دراین روزگار
زمینی که بر روی آن نیست آب
نمی گردد از آن کسی کامیاب
اگر آب باران بدوگشت بار
شود آن زمین تازه وسبزه زار
زمینی که آبش نگردد معین
چو آبی است کو را نباشد زمین
زمینی اگر آب باشد بر او
دهد حاصل وفیض یابی از او
به چشم سروسر نگه کن ببین
که سری است پنهان در آب وزمین
توگوئی در اواسم اعظم بود
کز او راحت خلق عالم نبود
بیابی از این سر اگر آگهی
نگردد نصیب دلت گمرهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به نعمتهای موجود در جهان اشاره دارد که هم میتواند تلخ و هم شیرین باشد. همه چیز از آب و زمین نشأت گرفته و این دو عنصر برای آسایش بشر فراهم شدهاند. بدون آب، زمین نمیتواند حیات را حمایت کند و انسانها و حیوانات از آن بهرهمند نشوند. آب باران به زمین تازگی میبخشد و باعث رویش گیاهان میشود. به طور کلی، شاعر بر اهمیت آب و زمین برای زندگی تأکید میکند و از خواننده میخواهد که شکرگزار نعمتهای موجود باشد و از آنها بهرهبرداری کند. در انتها، وقتی به عمق این نعمتها فکر کنیم، درک بهتری از زندگی و راحتیهای آن خواهیم یافت.