نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - مناجات بلند اقبال

بلند اقبال / بخش سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

الهی سزاوار ناریم ما

ولی از تو امیدواریم ما

دو چشمی که بینای انوار توست

کجا کی سزوار او نار توست

زبانی که از تو شده شکر گو

کجا باشد آتش سزاوار او

جبینی نباشد سزوار نار

که بس سجده ات کرده لیل ونهار

به سوی تو دستی که گردد دراز

روا نیست کافتد به سوز وگداز

به راه تو پائی که رفته است راه

نشاید به دوزخ کند جایگاه

کسی کو به یاد تو باشد دلش

روا نیست دوزخ کند جایگاه

کسی کو به یاد تو باشد دلش

روا نیست دوزخ شود منزلش

تنی کو به عشقت کند سرکشی

روا نیست او را در آذر کشی

الهی همه ما اسیر توایم

ز پا رفته ودست گیر توایم

همه بندگان و ذلیل توایم

ذلیل وعلیل ودخیل توایم

به ما رحم کن ما ضعیفیم وزار

بزرگی بزرگی کن ای کردگار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عواطف عمیق محبت و امید به خداوند سخن می‌گوید. شاعر با نگاهی تواضع‌آمیز در می‌یابد که بندگان او به خاطر خطاهایشان سزاوار عذاب هستند، اما همچنان به رحمت و بخشش خدا امیدوارند. او تأکید می‌کند که چشمان بینا، زبان شکرگو، و دل‌هایی که به یاد خدا هستند، نمی‌توانند در آتش جهنم قرار بگیرند. شاعر از خدا می‌خواهد که به ضعف و ذلت بندگان نگاهی رحم‌آمیز داشته باشد و همچنان به او امید دارد. به طور کلی، این شعر نشان‌دهنده‌ی عطوفت و رحمت خداوند و نیاز انسان به اوست.