نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ دقیقی

دقیقی طوسی / ابیات پراکنده / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت

بنشین و برافکن شکم قاقم بر پشت

بس کس که ز زردشت بگردیده، دگر بار

ناچار کند روی سوی قبلهٔ زردشت

من سرد نیابم که مرا ز آتش هجران

آتشکده گشته‌ست دل و دیده چو چرخشت

گر دست به دل برنهم از سوختن دل

انگشت شود بی‌شک در دست من انگشت

ای روی تو چون باغ و همه باغ بنفشه

خواهم که بنفشه چنم از زلف تو یک مشت

آن‌کس که تو را کشت، تو را کشت و مرا زاد

و آنکس که ترا زاد، ترا زاد و مرا کشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر اشاره به عشق و دلتنگی دارد. گوینده از فردی به نام زردشت یادی می‌کند و او را به عنوان قبله خود می‌سازد. او از آتش هجران سخن می‌گوید که دل و دیدگانش را سوزانده است. شاعر آرزو دارد که از زیبایی معشوق خود که مانند باغی پر از بنفشه است، بخشی را بچیند. همچنین به رابطه‌ای عمیق و دردناک اشاره دارد که در آن عشق و مرگ به هم پیوسته‌اند، به طوری که فردیش را که معشوقش را کشته، به نوعی مرتبط با خود می‌بیند.