بخش ۱۹ - غزل ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
دردا که دلم اسیر غم شد
اندوه فزود و صبر کم شد
پشتم چو کمان ابروی تو
از بار غم فراق خم شد
مسکین دل مستمند زارم
دور از تو ندیم هر ندم شد
هم خستۀ غصۀ بلا گشت
هم کشتۀ محنت و الم شد
چون طبل نهان زند کسی کاو
در عالم عاشقی علم شد
کارم همه صبر و بردباریست
تا شیوۀ تو همه ستم شد
بر ابن عماد رحمتی کن
کز دست تو پایمال غم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و اندوه عمیق شاعر به خاطر جدایی از معشوق است. او احساس میکند که دلش در میان غم گرفتار شده و صبرش کاهش یافته است. بار غم فراق بر دوشش سنگینی میکند و به شدت رنج میبرد. شاعر از وضعیت خود شکایت دارد و به شرایط سخت عاشقی اشاره میکند که بر او تحمیل شده است. در نهایت، او از محبوبش درخواست رحم و شفقت میکند، چرا که حال او با غم و اندوه پر شده است.