نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۶ - تمامی سخن ابن عماد

محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای گمره دل ز دست داده

در دام غم بلا فتاده

بس دل که زبون شده‌ست ازین غم

بس دیده که خون شده‌ست ازین غم

بیهوده به خون خود چه کوشی

وین زهر هلاهل از چه نوشی

آتش چه زنی به خرمن خویش

کس چون تو مباد دشمن خویش

جز درد دل و غمت چه حاصل

زین فکر کج و خیال باطل

با شاه گدا نگشت هم‌دوش

با سرو گیا نشد هم‌آغوش

هست آرزوی توای مهوس

اندیشۀ گنج و مرد مفلس

عنقا نشود به هر بهانه

با زاغ و زغن هم‌آشیانه

دور است ز راه آشنایی

طاووس و سرای روستایی

با دانۀ در و عقد گوهر

خرمهره کجا شود برابر

تو چون مگسی و ما هماییم

آیا تو کجا و ما کجاییم

هرچند پی وصال پویی

هرچند نوید وصل جویی

هرگز نرسد نویدی از مات

هیهات ازین امید هیهات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به درد و غم دلنگرانی دل‌باختگان اشاره می‌کند و از بی‌فایده بودن تلاش‌هایشان برای رسیدن به محبوب صحبت می‌کند. او می‌گوید که با وجود تلاش‌های فراوان، نمی‌توانند به آرزوهای خود برسند و در نهایت تنها دچار درد و رنج می‌شوند. شاعر تأکید می‌کند که نباید خود را به خطر انداخت و به خیال‌های باطل پرداخته شود؛ زیرا که تفاوت‌ها و فاصله‌های زیادی میان آن‌ها و محبوب وجود دارد. به عبارت دیگر، این سروده نشان‌دهنده‌ی یأس و ناامیدی از دستیابی به عشق واقعی است و این که در دنیایی که در آن احساسات غم‌انگیز غالب است، امید بی‌موردی است.