بخش ۲۷ - با آمدن صبا از نزد معشوق ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
چون باد شنید این از آن ماه
این قصۀ غمفزای جانکاه
آمد سوی عاشق دلافکار
بگذارد پیام آن جفاکار
زین گونه پیامها چو دادش
فریاد برآمد از نهادش
باز از سر عجز گفت با باد
کای روح و روان من به تو شاد
دریاب که رفت کار از دست
در پای فراق او شدم پست
یک بار دگر ز روی یاری
برخیز ز راه دوستداری
درنه قدمی به کوی آن ماه
وز حال دل منش کن آگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، یک عاشق در حسرت معشوق خود با باد صحبت میکند. او درد و غم خود را از فراق محبوبش بیان میکند و از باد میخواهد که پیامی به او برساند. عاشق از شدت عجز و اندوه به باد میگوید که حالش بد است و در برابر دوری معشوقش احساس حقارت میکند. او دوباره از باد میخواهد که به یاریاش بیاید و او را از حال دلش باخبر کند. در کل، این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک عشق و فراق است.