بخش ۳۴ - غزل ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
حقا که نیابی از لبم کام
ضایع چه کنی درین غم ایام
چون عود وجود خویشتن را
در مجمر غم چه سوزی ای خام
در طرۀ من مپیچ چون باد
کاشفتهترت کند سرانجام
ترک سر خویش بایدت کرد
گر در ره عشق مینهی گام
همچون تو مرا بسی است عاشق
افتاده به پای خویش در دام
گر ناله کنی ز شام تا صبح
ور گریه کنی ز صبح تا شام
کامی ز وصال من نبینی
زین کام طمع ببر به ناکام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عشق و ناکامی میپردازد. شاعر میگوید که در برابر غم و درد روزگار، هیچ بهرهای از عشق نخواهد برد و به مانند عود در آتش غم میسوزد. او هشدار میدهد که عشق نیاز به پاکسازی و رهایی از خود دارد و اگر کسی در مسیر عشق گام بردارد، باید از خود گذشتگی کند. در نهایت، او به معشوق میگوید که با وجود اشک و نالههای بیپایان، هیچ کامی از وصال او نخواهد برد و باید از این آرزو دوری کنند.