بخش ۵ - در بیان عشق گوید ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خواهم ورقی نوشتن از عشق
کآسان نتوان گذشتن از عشق
عشق است طریق آشنایی
دل یافت ز عشق روشنایی
عشق است دلیل جوهر خاص
عشق است دلیل راه اخلاص
دل بر در عشق پردهدار است
جان در بر عشق امیدوار است
مرغی ست ز آشیان لاهوت
جز دانۀ دل نباشدش قوت
مصباح زجاجۀ وجود است
مفتاح خزینههای جود است
هم مطلع آفتاب ذات است
هم مشرق انجم صفات است
عشاق خلاصۀ الستاند
از جام بلی مدام مستاند
پروانهصفت اگر بسوزند
زین سوز چو شمع برفروزند
جانبخش بود کلام ایشان
محمود بود مقام ایشان
بیعشق مباش تا توانی
این است سخن دگر تو دانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و اهمیت آن در زندگی انسان است. شاعر میگوید که عشق نه تنها راهی برای آشنایی است، بلکه روشنیبخش دل و دلیل وفاداری و صداقت است. عشق به عنوان یک نیروی حیاتبخش توصیف میشود که انسان را به درک عمیقتری از وجود و صفات الهی هدایت میکند. شاعر به عشق به عنوان منبع زندگی و خلاقیت اشاره میکند و تأکید میکند که بیعشق زندگی معنایی ندارد. در نهایت، او عشق را به عنوان یک مسأله اساسی در زندگی انسانی مطرح میکند و از افراد میخواهد که تا میتوانند عشق ورزند.