بخش ۵۲ - غزل ابن عماد
محمد بن عمادالدین خراسانی / روضة المحبین / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
هنگام وصال دلبر آمد
کارم به مراد دل برآمد
رفت اخترم از وبال بیرون
خورشید سعادتم برآمد
شاخ طربم که بود بیبر
از دولت وصل در بر آمد
بختم به طریق رهنمایی
در وادی عشق رهبر آمد
بشکفت دلم چو گل ز شادی
چون مژدۀ آن سمنبر آمد
زین مژده چو باد صبح دمزد
گیتی ز دمش معنبر آمد
حقا که پیام وصلت ای جان
با جان و جهان برابر آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی شادی و سرور ناشی از وصال معشوق است. شاعر احساس میکند که با رسیدن به محبوب، تمام مشکلاتش حل شده و خوشبختی به زندگیاش بازگشته است. او از این پس به عشق و زیباییها میپردازد و دلش مانند گلی شکوفا میشود. در ادامه، شاعر به تاثیر مثبت این عشق بر زندگیاش اشاره کرده و آن را برابر با جان و جهان میداند.