غزل شمارهٔ ۴۸ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح
اَسقِنِی الرَاح ذاکَ راحَتُ روح
امشب از نرگس تو مخمورم
جرعهای از لبت به وقت صبوح
پند ناصح چو درنمیگیرد
توبه کردم ز توبههای نصوح
از در میکده گشایش جوی
تو چه دانی که در کجاست فتوح
آنچه اندر سفینهٔ دل ماست
نتوان یافت در سفینهٔ نوح
چون شدی تیر عشق را تسلیم
در ره عاشقان شدی مذبوح
شعر ابن حسام مستان را
قوت قلب است، بلکه قوَّت روح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیباییهای عشق و حالوهوای مستی صحبت میکند. او با دیدن نرگس معشوقش احساس میکند و از او میخواهد که جامی از عشق به او بنوشاند. شاعر به توبهای اشاره میکند که دیگر نمیتواند آن را بپذیرد و به دنبال راهی برای ورود به میکده و کشف رازهای عشق است. او بیان میکند که در دل هر انسانی آنچه وجود دارد، منحصر به فرد است و نمیتواند در سفینه نوح یافت شود. در نهایت، شاعری مانند ابن حسام را منبع قوت قلب و روح میداند.