نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نگار من همه آیین دلبری دارد

ولی زعاشق بیچاره دل بری دارد

لبش به بوسه گر اب حسات می بخشد

به غمزه شیوه ی جور و ستمگری دارد

چنانکه در رخ او آیت ید بیضاست

فریب نرگس او سحر سامری دارد

چو من رقیب گر آشفته و پریشان است

عجب مدار که او چشم بر پری دارد

خیال روی بتان می پرستد ابن حسام

مگر طریق و ره و رسم آزری دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و دلبری محبوبش می‌پردازد. او می‌گوید که محبوبش همه آیین‌های دلبری را دارد و دل عاشق بیچاره را می‌رباید. لب‌هایش می‌تواند بوسه‌ای شیرین ببخشند، اما با غمزهایش نیز به دل عاشق سختی می‌بخشد. زیبایی او چنان است که شبیه معجزه‌ای می‌ماند و نگاهش جادو دارد. شاعر به این نتیجه می‌رسد که احساساتی همچون پریشانی و آشفتگی در دل رقیب طبیعی است، چرا که محبوبش جاذبه‌ای خاص دارد. او همچنین به عشق خود اشاره می‌کند که در خیال تصاویر زیبا غرق شده و شاید راهی می‌جوید که از زیبایی محبوبش بهره‌مند شود.