نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شب عیش است و ساقی با شراب ناب می‌آید

ز عکس طلعت او شعلهٔ مهتاب می‌آید

شب اندوه و تنهایی مرا از مطلع دولت

بشارت داد کان خورشید عالم‌تاب می‌آید

چو اندر دیده می‌آید خیال لعل میگونت

به جای آبم از دیده همه خوناب می‌آید

برفت از نالهٔ من خواب خوش از دیدهٔ مردم

الا ای مردم دیده ترا چون خواب می‌آید

خیال ابرویت در چشم من پیوسته می‌گردد

مه نو بین که چون ماهی میان آب می‌آید

زتاب زلف مشکینت صبا بر خویش می‌پیچد

صبا را غالبا از پیچ زلفت تاب می‌آید

سواد ابن حسام از نامه می‌شوید به آب چشم

چو در وقت کتابت یادش از احباب می‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شب به عنوان زمان عیش و جشن توصیف شده است که ساقی با شراب ناب می‌آید. شاعر از زیبایی معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که این زیبایی مثل ماه می‌درخشد و او را از تنهایی و اندوه خود می‌رهاند. وقتی به یاد معشوق می‌افتد، اشک‌هایش مانند خون از چشمانش می‌ریزد و خواب خوش را از او می‌گیرد. خیال ابرو و زلف معشوق در ذهن او می‌چرخد و او را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. در نهایت، شاعر از یاد دوستان و محبتی که در نامه‌ها بوده نیز سخن می‌گوید و به یاد آن‌ها احساساتی عمیق دارد.