نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

هلال عید کزین طاق زرنگار برآید

به ابرویت نرسد گرهزار بار برآید

ز زلف بسته ی مشکین اگر گره بگشایی

از ان گشاد دلم را هزار کار برآید

چو سرو اگر بخرامی به ناز و رخ بنمایی

به باغ نارون ازخاک و گل زخار برآید

نقاب برشکن ای لاله زار باغ جوانی

به لاله زار گذر کن که لاله زار برآید

زخون دیده ی فرهاد کوهکن اثری بین

زلاله ها که بر اطراف کوهسار برآید

کمی به معرکه منصور گشت درصف عشاق

که مرد وار چو حلاج گرد دار برآید

بشوی ابن حسام از غبار سینه ی صافی

که عکس طلعت از آینه، بی غبار برآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عاشقانه و زیبایی‌های طبیعی اشاره دارد. شاعر در آن به زیبایی چهره معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود می‌پردازد. او از هلال ماه، زلف مشکین و سرو ناز به عنوان نمادهای زیبایی یاد می‌کند و تأکید می‌کند که اگر معشوق زیبایی‌های خود را نمایان کند، دل‌های زیادی تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. همچنین به اهمیت عشق و احساسات در زندگی اشاره دارد و به نیاز به دلبستگی و پاکی در دل می‌پردازد. شاعر از موانع و غبارهایی که بر دل‌ها نشسته‌اند، می‌گوید و به تمایلش برای پاکسازی و مشاهده زیبایی‌های حقیقی اشاره می‌کند. در کل، شعر حس و حال عاشقانه و زیبایی‌شناسانه را منتقل می‌کند.