نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شیخ را صومعه در رهن شراب است امروز

بر در میکده در چنگ ورباب است امروز

آنکه در میکده دی منکر می نوشان شد

در خرابات مغان مست و خراب است امروز

از می ای شیخ مرا توبه چه میفرمایی

توبه موقوف که ایام شباب است امروز

نرگس از غایت مستی سر ساغر دارد

قدح لاله پر از باده ی ناب است امروز

من چه خون کرده ام ای خون منت در گردن

چشم خون ریز تو در عین عتاب است امروز

بنشین تا نفسی با تو بهم بنشینیم

اخ ای عمر چه هنگام شتاب است امروز

بس که دوش ابن حسام از غم عشقت بگریست

مردم دیده ی او غرقه ی اب است امروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و روز شیخ و جایگاه او در دنیای میکده و شراب می‌پردازد. شاعر به تبیین وضعیت شیخ می‌پردازد که در حالی که در گذشته منکر می‌بود، امروز خود درگیر شهوات و لذت‌هاست. او از توبه و پشیمانی صحبت می‌کند و می‌پرسد که چرا باید توبه کند وقتی که جوانی و لذت‌های زندگی در پیش است. تصاویر زیبایی از مستی و عشق به کار می‌رود و اشاره می‌شود به غم و اندوه عاشقانی که به خاطر عشقشان اشک می‌ریزند. در نهایت، شاعر به احساسات خود و گذر زمان اشاره می‌کند و بر شتاب زندگی تأکید می‌گذارد.